امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره

*

با مزه شدی مامان

زندگی مامان خیلی  مزه شده این مدت خیلی تغیر کرده.جدیدا خیلی دقت میکنه به کارای اطرافیانش و تا جایی که میتونه تقلید میکنه.دیروز از عموش یاد گرفته بود بشکن بزنه.مدل بشکن زدن رو درمی آورد یا میخواست لب های کوچولوش رو مثل من تکون بده.نمدونین چقد کیف داره وقتی ایجوری میکنه.خیلی با مزه میشه. ...
5 شهريور 1391

واکسن پسر مامان

سلام به همه پسر گله مامان انقد وقتمو پر کرده که اصلا وقت نمیکنم وبلاگش رو آپ کنم.قربونش برم ٤روز پیش پسر گل مامان واکسن داشت بردمش بهداشت با عمه جونش تا واکسنش ر بزنیم.من که دلم نمیومد صدای گریش رو بشنوم محمد (پسر عمه)رو بغل کردم اومدم بیرون ولی قبلش یه آیتالکرسی خوندم و فوت کردم به گل مامان تا درده کمتری داشته باشه.اولش زندگیم می خندید.ولی بعدش که صدای گریشو فهمیدم اعصابم خورد شد.آخه اصلا نمیتونم ببینم داره گریه میکنه.فدای صدای نازش بشم.ولی خیلی براش ناراحت شدم.گل مامان اذیت شد. ...
5 شهريور 1391

پسر بابایی

چند روزه که پسر ناز نازیم صداهای مختلفی در میاره یه جورایی به زبون نی نی ها داره باهامون حرف میزنه.قربونش برم الهی.بیشتر میگه هوو یا هاااا با اون صدای نازش. مامانی کاش میفهمیدم چی میگی زندگیم. 2شب پیش پسر مامان داشت با آتا جونش که یه مدتی صداش رو نشنیده بود حرف میزد یه دفعه زد زیر گریه،گریه بلند از ته دل،فک کنم دلش برا بابا بزرگش تنگ شده.دیروز هم بیقراره باباش بود.آخه باباش سر کار بود.زنگ زدم باهاش صحبت کرد هی براش با گریه توضیح میداد که میخواد ولی خوب کسی نمیفهمید که چی شده.آخرش آروم نشد بردمش پارک با کالسکه انقد گردوندمش تا خوابش برد.قربونش بره مامان     ...
11 مرداد 1391

امیر علی و محمد طاها

چند روز پیش با امیرم رفته بودیم خونه بابابزرگ پدریش(بابا حیدر)پسر عمه 33 روزه امیرم هم اونجا بود ذوق کردیم کنار هم بذاریمشون و ازشون عکس بگیریم .ماشاالله.چشمشون نکنین       ...
28 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به * می باشد