زندگی
قربون ژست گرفتنات مامان جون بشم.فدات بشم الهی.ماشالا یادتون نره ...
نویسنده :
مامان پری
19:45
امیر علی رو سینه بابابزرگش
جدول غذایی کودک
جدول غذایی کودک شروع غذای كمكی، از پایان ماه ششم است كه اولین غذایی كه به كودك می دهیم، فرنی است. در این مطلب برنامه غذایی كودك در 7 ماهگی به همراه طرز تهیه غذای كودك ذكر شده است كه امیدوارم مادران محترم با مطالعه مطلب قبل و مطالب آتی بطور دقیق برنامه تغذیه كودك را تا یك سال اجرا كنند. هفته اول ماه هفتم: فرنی شروع مقدار تغذیه روزانه: از یك قاشق مرباخوری شروع می شود. مواد لازم: یك قاشق مرباخوری سرصاف آرد برنج نصف قاشق مرباخوری سرصاف شكر 5 قاشق مرباخوری( كه بهتر است شیرمادر باشد) شیر...
طرز تهيه اولين سوپ کودک
طرز تهيه اولين سوپ کودک ( سوپ پايه ) مواد لازم : هویج ۱ عدد ، سیب زمینی ۱ عدد ، آب ۵/۰ لیتر ،آرد برنج ۳ قاشق مربا خوری، روغن زیتون ۱ قاشق مربا خوری يک عدد هويج و يک عدد سيب زميني را به صورت قطعات کوچکي خرد کرده و درون قابلمه بريزيد. حدود 0/5 ليتر آب داخل آن اضافه کنيد و در آن را بسته و بگذاريد با حرارت ملايم تقريباً يک ساعت بپزد. زماني که مواد داخل قابلمه پخته شده و آب باقيمانده دردرون آن حدود يک استکان شد، شعله اجاق را خاموش کنيد. آب غذا را جدا کرده و مواد داخل قابلمه را کاملاً له کنيد و يا از صافي عبور د...
با مزه شدی مامان
زندگی مامان خیلی مزه شده این مدت خیلی تغیر کرده.جدیدا خیلی دقت میکنه به کارای اطرافیانش و تا جایی که میتونه تقلید میکنه.دیروز از عموش یاد گرفته بود بشکن بزنه.مدل بشکن زدن رو درمی آورد یا میخواست لب های کوچولوش رو مثل من تکون بده.نمدونین چقد کیف داره وقتی ایجوری میکنه.خیلی با مزه میشه. ...
نویسنده :
مامان پری
1:42
واکسن پسر مامان
سلام به همه پسر گله مامان انقد وقتمو پر کرده که اصلا وقت نمیکنم وبلاگش رو آپ کنم.قربونش برم ٤روز پیش پسر گل مامان واکسن داشت بردمش بهداشت با عمه جونش تا واکسنش ر بزنیم.من که دلم نمیومد صدای گریش رو بشنوم محمد (پسر عمه)رو بغل کردم اومدم بیرون ولی قبلش یه آیتالکرسی خوندم و فوت کردم به گل مامان تا درده کمتری داشته باشه.اولش زندگیم می خندید.ولی بعدش که صدای گریشو فهمیدم اعصابم خورد شد.آخه اصلا نمیتونم ببینم داره گریه میکنه.فدای صدای نازش بشم.ولی خیلی براش ناراحت شدم.گل مامان اذیت شد. ...
نویسنده :
مامان پری
1:32
زندگیمون
پسرمو چشم نزنین هااااا ،فدات بشم مامانی که همه زندگیمی ...
نویسنده :
مامان پری
22:41
امیرعلی مامانی و بابایی
پسر بابایی
چند روزه که پسر ناز نازیم صداهای مختلفی در میاره یه جورایی به زبون نی نی ها داره باهامون حرف میزنه.قربونش برم الهی.بیشتر میگه هوو یا هاااا با اون صدای نازش. مامانی کاش میفهمیدم چی میگی زندگیم. 2شب پیش پسر مامان داشت با آتا جونش که یه مدتی صداش رو نشنیده بود حرف میزد یه دفعه زد زیر گریه،گریه بلند از ته دل،فک کنم دلش برا بابا بزرگش تنگ شده.دیروز هم بیقراره باباش بود.آخه باباش سر کار بود.زنگ زدم باهاش صحبت کرد هی براش با گریه توضیح میداد که میخواد ولی خوب کسی نمیفهمید که چی شده.آخرش آروم نشد بردمش پارک با کالسکه انقد گردوندمش تا خوابش برد.قربونش بره مامان ...
نویسنده :
مامان پری
22:35







